هزارگی
دلی که نمـوســوزه دل نموشه
خانــــه تنـا تنـا آغـل نمــوشـــه
قــوم جــدا جــدا سنگ ریـزه یـه
سنگ ریــزه ریزه منزل نموشــه
سنگای ریزه ریزه جم که شــونه
بلن منزل موشه تای گل نمــوشه
بخشـه تـوتــّـا از تای بار آغــــــیل
کار تانـا کیــــدو دلیـل نموشــــه
چــــوتـور سخته بیرارو روزگار مو!
ده آسانی اوسو، مشکل نموشـه
توخوم تید نکده زامد نکشـــیده
جاره هرچی بیشی آصل نموشـه
لالی گونی کتِه مو ناف چپه خاو
ده ای رقم شاوای مو تیـــــر نموشه
وُکیلا خمتُمـا شیشتـــه ده مجلس
ده یک شیشتُه که کس وُکیل نموشه
اگه بیخی مو کـمـــــــر بستـــه نکنی
ده سَیل کیـــدو گُشنای مو سیرنموشه
نموفامـوم که خوب وبـد ده ای ملک
چیکــه از یکدیگه چیغیـل نموشــــه
چیکه اولـوس پس از یکصـد دو صدسال
ده کـار و زندگـی قابـــــــل نموشـــــــه
چیــــکه قدرخوبای خو نمـــیدنی مو
اگه پشت شی نگری سرمیر نموشه
اگه تیاغ شونی بلده یکـــد یگـــه
دل مه پوره که قد مو کیل نموشه
کودم خانه خرابی بچه مورده
دیلی سنگی تورا یگباره بورده
ال یارجان کوجایی دم مه بورشود
امی زخمایی دیلمه پگ چوقور شود
ما کی موردوم ازی رنجایی دوری
از او دیده بخی اوقره مه کور شود
الا ای داوری دانا تو مدانی کی افغانی
چی مینت ها کشید از دستی این ایران وایرانی
تو ای نادان بیماری،که فحش ها بر وطن گوفتی
به افغانی موردارخور به افغانیستان کله خر گوفتی
تو کی اهلی اسلامی باید اهلی معرفت باشی
به فیکری مردومی موسلمان وهم نوعت باشی
در غریبی دور از یار ودیار افتا ده ایم
برگی خوشکی از دیرخت روزیگار اوفتاده ایم
بهترین ایام عومروم گوشه یی ایران گذشت
میخورم افسوس عومرم در از یاران گوذشت
بیه کی بوریم ده وطن اینجا گوذرو نموشه
نانی سنگک شوده ششصد دیگه ارزو نموشه
موتری گشت شوده کلو دیگه گشتو نموشه
کشکی گوسله موبودوم
دان در گه گلثوم بسته موبودوم
گلثوم تا مورافت بوق بوق موکدوم
از پس گلثوم توق موکدوم
صبا خواستی خدا مه کالا موشویم
گشته بیا مه ده لب جویم
مه امدم داشته کالا موشوشتی
تی موشت کده غریب مه را نکشتی
تورشک نخور ترش مونی
مره تو پورموشت مونی
سینجد بخور که باد کنی
شاید مره تو یاد کنی
مه قربانت ای پیچه لخشوم
تو نوربندگ خوره از دور مینخشوم
گه موردوم که هیچ پروا نداره ا
عمر کوتای خوره در تو موبخشوم
مه قربان همو قاشو قباق تو
خیلیم تو بور شده درگه دماغ تو
خیلیمتو بور شده ده گوی خر تو
بیکش بالا بوره ده مغز سرتو
سفر موری مره ملی دجای خو
نموفاموم چی خواد کدی تنای خو
دیلیم بیگیر بوبر گر کارتو نامد
قد خاک گور کو بومل پیش پای خو
بلیبوری مسیج رایی کدن تو
بلیبوری نرمک مسکال کدن تو
گی وقتا که در مه زنگ میزنی تو
بلیبوری نرمک گپ گپ کدن تو
بودنتو يگ رقم نبودنتو ديگه رقم
دوستو دروم بخى توره بدرقم
مه قربان گل کوله تو موشوم
اگه یک ماخ بدی بوله تو موشوم
کلوشی کوری پچک پای دیده
رنگی قلبیم واری کالای دیده
لاته شی کش کدم کد چپاک زد
قوروتی بوی میداد دیستای دیده
کد گل ....کد خدا.... کد تمام عاشقا....
کد شب ....کد دعا.... کد دلای با صفا....
کد من ...کد خودت.... کد تمام لحظه ها....
دوستت دارم بی ادعا....
اگه امادوم تو ره جیق دلجی مونوم از سر کوه توره خیز دلجی مونوم
د بیابان تو ره پیش دلجی مونوم از سر خر توره افتلجی مونوم
دمنه او تو ره استلجی مونوم اخرش توره خندلجی مونوم
برسرقالي شيسته بودي
ميثلي يگ فيرشته بودي
يك بوسه طلب كدوم
قريب مره كوشته بودي
اوال آمد کاکایم بیری اورده کمر باریک از جاغوری اورده
کمر باریک کمر شی تال واری چیمای شی گرگ قد مال واری
دیل مه تنگه گل و گلزار نموروم د سیل شار و بازار نموروم
دیگا قد یارخو موره جوره جوره ما کی یار مه نیه بی یارخو نموروم
مسیج تونمیه چیز کار کنوم ما دیلمه موشه که ازتو قار کنوم ما
تایک دقه اگه مسیج تو ن میسکال کده توره بیزارکنوم ما
به یکی مگن چرا شما حرف (ف) ره همیشه (پ) مگین ؟جواب مده ما کی نمیگیم البد پامیلایمو مگن
نشنو از ني ني حصيري بي نواست
بشنو از دل، دل حريم كبرياست
ني بسوزد خاك و خاكسترشود
دل بسوزد خانه دلبر شود
ديدي اي حافظ كه كنعان دلم بي ماه شد
عاقبت با اشك وغم كوه اميدم كاه شد
گفته بودي يوسف گمگشته باز ايد ولي
يوسف من تا هميشه همنشين چاه شد
ما زهر صاحبدلي يك فن اموختيم
عشق از ليلي وصبر از كوه كن اموختيم
گريه از مرغ سحر خودسوزي ازپروانه ها
صد سرا ويرانه شد تا ساختن اموختيم
عشق هستي با تو معنا ميشود
لحظه هايم باتو زيبا ميشود
دل كه بي تو قطره اي ناقابل ست
با تمناي تو دريا ميشود
رسم ما اوارگان ترك وفاي دوست نيست
رسم مادريا دلان خشكيدن احساس نيست
ما محبت را بنام دوست ارزان ميكنيم
تا صداقت زنده هست ما هم رفاقت ميكنيم
در راه رسيدن بتو گيرم كه بميرم
اصلا بتو افتاده مسيرم كه بميرم
ياچشم بپوش از من از خويش برانم
يا تنگ در اغوشم گير كه بميرم
ه اسمون سپردم چشم از تو برنداره
مواظب تو باشه سرت بلا نياره
تا تو نخواي نتابه دلت گرفت نباره
هميشه با تو باشه تورو تنها نزاره
خداوندا مرا بي يار مگذار
شبم بيمه كن اما تار مگذار
بگير از من فروغ ديده ام را
ولي در حسرت ديدار مگذار
نه بلبل خواهد زبوستان جدايي
نه گل دارد خيال بي وفايي
اگر گفتي مرا الان چه حاليست
ميان فلب من جاي تو خاليست
دل من غمگين است غصه ام سنگين است
گرچه اي هم نفسيم ميل گل در من نيست
زندگي شيرين است بال من خونين است
اشك غم بايد ريخت رسم دنيا اين است
اگه فراموشم كني ميرم سراغ سرنوشت
ميگم چرا اسم منو فقط تو قلب تو نوشت
اگه فراموشم كني سلطان قصر غم ميشم
مثل يه شمع بيفروغ لحظه به لحظه كم ميشم
كاش بودي تا دلم تنها نبود
تا اسير غصه ي فردا نبود
كاش بودي تا فقط باور كني
زندگي هرگز بي تو زيبا نبود
در رفاقت رسم ما جان دادن است
هر قدم را صد قدم پس دادن است
هر كه بر ما تب كند جان ميدهيم
ناز او را هر چه باشد ميخريم
اي كه از تازگي زخم دلم با خبري
يعني از قصه اي دل تنگي من با خبري
مثل مهتاب كه از خاطر شب ميگذرد
هر شب اهسته از افاق دلم ميگذري
كناراشناي تواشيانه مىكنم
فضای خانه راپرازترانه مىكنم
گربپرسند برای چه زنده اى
ومن برای زندگی تورابهانه ميكنم
نه از دريا و قايق مىنويسم
نه از زخم شقايق مىنويسم
به فكر لحظه هاى باتو بودن
به ياد آن دقايق مىنويسم.. –
سرخي چشم كبوتراشك چشمان من است
هركجا عاشق بديدي از رفيقان من است
گرخودت عاشق شدي ازاتش دوزخ مترس
من خودم عاشق شدم دوزخ گلستان من است.
ناله كردم ذره اي از دردهايم كم نشد
گريه كردم اشك بر داغ دلم مرهم نشد
در گلستان، بوي گل، بسيار بوئيدم ولي
از هزاران گل يكي همچون تو هم پيدا نشد